تبليغاتX
دست نویس

دست نویس

دست نویس های شروین درباره همه چیز

یاد گذشته

پارسال در همین موقعها بود که پدر من و چندتا از دوستاش در بازداشتگاه بودند و ما هیچ خبری از پدرمون نداشتیم و آرزو داشتیم که روزی باشه که دوباره ما با پدرمون باشیم یا اینکه بدونیم اون کجاست آیا حالش خوبه یا نه  بلاخره ما بعد از دو ماه نیم تونستیم با کمک عمو م با پدرم ملاقات کنیم تا بفهمیم که او کجاست و حالش چطوره. ملاقات که تموم شد بعداز یک ماه و چند روز  پدرم آزاد شد و ما از دیدن اون خوشحال شدیم که دوباره همه با همیم. امیدوارم که دیگه برای پدرم و بقیه دوستان چنین مشکلی پیش نیاد که خانواده های اونا نارحت بشن.

جا داره که من از تمام کسایی که به ما کمک کردن تشکر کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 22:13  توسط شروین رفیع زاده  | 

 

قولهایی که فراموش شد

در چند ماه اخیر که رئیس جمهور ایران تغئیر کرد مشکلاتی برای مردم ما پیش آمد مثلان بنزین آزاد شد یا پسرهایی که موی خود را بلند کنند را میگیرندیا دخترهایی که شلوارهای زیر زانو بپوشند رو میگرند مثال در شهر رشت در خیابان مطهری از اینجور بگیر بگیرها زیاد دیده میشود در صورتی که قبل از اینکه این آقا رئیس جمهور شود آگهی های تبلیغاتی به ماها میدادن که داخل اون نوشته شده بود دولت آقای احمدی نژاد شما را نیاز دارد با هر مدل مو و آرایش ولی چرا تا رئیس جمهور شد  همه قولهای که داد را فراموش کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 3:28  توسط شروین رفیع زاده  |